گفت : جمعه.
گفتم : تا جمعه موعود چند ، چند آدينه راه است ؟
گفت : يك يا حسين ديگر.
گفتم : تو حسين را مي شناسي ؟
گفت : همان كه صبح هاي جمعه ، پرده خوان ندبه خون است و وعصرهاي جمعه ، كبوتران فرج را ، يك يك بر بام انتظار مي نشاند . آنگاه نگاهي به آسمان كرد و زير لب زمزمه مي كرد
اين طالب بدم المقتول بكربلا؟
.jpg)
دلم دوباره گرفته . دوباره حال و هواي ديگه اي دارم چقدر به اون صحن و سرا احتياج دارم اون گنبد و طاق طلا هر كسي رو مست مي كنه.
آقا جون دلم گرفته مثل آسمون پاييز
مي دونم مرغ دل من دوباره كرده هواتون
با خودم يه نذري كردم كه اگه تو رو ببينم
با همون نگاه اول جونم و دم براتون
چه خوبه خونه قلبم بشه جاي تو هميشه
حك كن رو صفحه دل نقشه اسم دلربا تو
چي مي شه يه بار شبونه
رد شي از گوشه قلبم
آقا !ما رو هم يه نيمه شب تو نماز شب دعا كن
تا صبا برام بياره صدا و سوز دعا تو
آقا ! مي دونم لايق اين نيستم كه پابوس پسر بزرگوارت برم . اما چكار كنم دل كه اين چيزارو حاليش نيست اون تنگه . تنگه يه لحظه ديدن گنبد طلا،كاسه هاي سقا خونه و.... . تنگه گنبد ارغوانيت.
آقا ! شما واسطه بشين . ديروز به شاهچراغ هم التماس كردم ولي.....
مي بخشيد اگه قاطي و پاطي مي نويسم آخه خيلي هوايي شدم . التماس دعا
براي تعجيل در فرج آقا دعا و صلوات فراموش نشه.

نوشته شده توسط دوست خوبم مریم
.jpg)