سلام آقا جون سلام
دوباره دلم در این غروب، هوای تو کرده و شبی که دوباره از راه رسیداما، تو در کنارم نیستی!!!نام تورا در هر لغت نامه ای جستجو کردم اما.............
آقاجون ! شاید امروز فهمیدم که تنها تو هستی که می مانی و تنها تو هستی که صادقانه دوستم داری.......قاصدك هاي مسافر، خانه نشين شده اند نه درمان دردي، نه تکیه پناهي، نه دست نوازشي،
نه سوسوي چراغي، نه روزنه اميدي، نه نواي آرامش بخشی، نه نگاه آشنايي، نه .... روزگار غريبي است با مردماني، غريب تر ولی امید به حضور تو و تنفس در هوای با تو بودن هنوز مرا زنده نگه داشته.... و خواب از چشمانم، و گریه شوق امانم را ولی تو خواهی آمد و...عاقبت غمها چاره شود زندگی از نو تازه شوداز سفر می آیی! از سفر می آیی!... ولی بگزار برای یک لحظه هم که شده در زمان عدل تو نفس بکشم........
با تمام وجود در جمعه دیگر فریاد " اللهم عجل لولیک الفرج " را ندبه می کنیم.
