عرفه آمده است. حسین را فریاد خواهیم زد. بی خیال همه که مسخرمان کنند . با حسین هم آغوش می شویم و زیارت خواهیم کرد. ما برای او گریه خواهیم کرد و او برای ما.
ما برای سری بریدن عشق و او برای قلبی سیاه.
ما برای حنجره های خون آلود و او برای حنجره هایی از حسین خالی.
ما برای تن های خون آلود و او برای چشمان شرمسار.
آری بگذارید ما گریه کنیم دیگرمان به ما بخندد.(عزیز علی ان ابکیک و یخذلک الوری)
امروز دوباره دل مشکوک است
کیف لبهای ترنم کوک است
عاشقی!! عار نداری تو مگر دیوانه
وسط خال زدی. (کله عاشق پوک است)